برای هرکی که ناراحتش کردم :
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
گر جمال جان فزای خویش بنمایی بما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای
این چنین طراریت با من مُسلم کی شود
چون مرا دل خستگی از آرزوی روی توست
اینچنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در درنیایی از دلم غم کی شود
خلوتی می بایدم با تو زهی کار کمان کار کمان
زره ای هم خلوت خورشید عالم کی شود






با ارزوی موفقیت برای همه
اونی که جونم بسته به جون منه
اونی که خونش رنگ خون منه
اون همه چیز منه که جاش تو قلب منه
ببخش اگه درد دلم حوصلتو سر میبره
میخوام ببینم اون چشات عشق دلم رو میخره
ببخش اگه تو این روزا از تو جدا مونده دلم
حس میکنم که عاشقی برای ما درد سره
حکایتم برا همه قصه سر گردونیه
آخه منم اون عاشقی که تا ابد در به دره
ببخش اگه حوصله ای نمونده تا چیزی بگم
از تو بخونم که شبم با نور چشمات سحره
ببخش اگه نفهمیدم حس غریب رفتنو
اگه خودت نخوای بری زمونه عشق و میبره
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طائفه ی زنده کش و مرده پرست
تا هست به ذلت بکشتندش به جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست

|
آرزو نکن که در دنیا کسی باشی ,
آرزو کن که دنیای کسی باشی . |
به زیر چشمان سحرگاهی تو ، دریایی تو ، به زیر آبشار طلایی ، زلفان سیاه تو ،
می پرم ، همان صبح هنگام .
دل من دوباره هوایت می کند ، تا سحرگاه ، سپیده دمی گو و دلم خون کن که دیگر
نمی خواهم سپید باشم ، می خواهم رنگ تو باشم ، برای همیشه ، برای هر
سیاهی .
با تو دیگر لکه ای بر من نیست ، آرامم ، دلم تنگ نیست ، روزم به شب رسید و
باز از تو خبر نیست.
زندگی را با حرف رنگهایت به من باز گردان ، اینبار رنگ مهمم نیست به تو تعقل
باید !
دوش وقت سحر ،آب حیاتم دادند و از حسرت دیدارتو ، رنج و عذابم دادند
کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را
از نگاهش مي توان خواند
اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد
و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم
سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست
دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد
بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!!
بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند
بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ ك
س نمي فهمد
هردل که اسیر عشق دلبر گردد
هرروز گزر عشق فزونتر گردد
هرقم به زمانه بکاهد اما غم من
هرروز فزونتراز روز دگر می گردد

یاران به خدا بی وفای نکنید
با عاشق دل خسته جدای نکنید
یا آنکه وفا کنید تا آخر عمر
یا آن که از اول آشنای نکنید

*************************
وقتي به تنهايي فکر مي کنم تنهاتر مي شم.
من درد دارم ، دردعشق
دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد
دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو
اين روزا عادت همه رفتن دل شكســتنه
درد تــــــــموم عاشقا پـاي كسي نشستنه
اين روزا درد عاشقا
فقط غـــــــــم نديدن
مشكل بي ستاره هــا يه كم ستاره چيـدن
اين روزا آسمونمون پر از شكسته بالــيه
جــــاي نگاه عاشقـت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدمــــــا دلاي پاك رو بردن
بعدش انو گرفـــتن و بـه ديگري سپردن
اين روزا كار آدمـــــا تــو انتظار گذاشتن
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتن
اين روزا سهم عاشقا غــصه و بي وفايي
جرم تمومشون فـقط لذت آشنـــــــاييه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبـــنمه
روي گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه














مرا می خواهی یا زندگی
گفتم زندگیاو مرا تنها گذاشت
ورفت اما افسوس ندانست
تمام زندگیم او بود


خیلی سخته که ناخواسته ازکسی
که دوستش داری جدا شی و اون موقع خواسته باشی که بهش
بفهمونی که همیشه بر خاطرات غبار نمیشنه
خیلی سخته که تنها شماره تلفنی که تو ذهنت حک شده، داشته
باشی؛ولی نتونسته باشی که با اون شماره تماس بگیری
خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی؛ولی نتونسته باشی
بهش بگی
خیلی سخته که تو اوج تنهائی بغض گلوت رو گرفته باشه؛ولی
نخواهی که کسی از این موضوع خبردار شه.
خیلی سخته که آینده ات رو در گرو رسیدن به کسی دونسته
باشی؛ولی نتونسته باشی بهش برسی.
خیلی سخته که آدمی روحتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی و بعد هم بهش بگی که عاشقش شدی واون هم خواسته باشه که حرفهات رو باور کنه.
تنهایی را دوست دارم دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا ...
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
چطوری بگم دوست دارم؟
چطوری بگم ؟باور کنی.........
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات ،منو ببخش
اگه نگام گم میشه تو شهر چشات ،منو ببخش
منو ببخش ، اگه شبها ستاره ها رو میشمرم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم![]()

منو ببخش، اگه برات سبد سبد گل میچینم![]()
منو ببخش، اگه شبها فقط تورو خواب می بینم![]()

منو ببخش، اگه تور و می سپرمت دست خدا![]()
اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما![]()
منو ببخش، اگه واسه چشمای تو خیلی کمم![]()

تو یک فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم![]()
منو ببخش، اگه فقط میخوام بشی مال خودم![]()

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم![]()

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد![]()
نوبت خاموشی من سهل واسان می رسد
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست ، نیست![]()
بین مرگ وآدمی قول و قراری نیست،نیست![]()
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سر زده می آید و راه فراری نیست،نیست![]()
پس چرا عاشق نباشم![]()
پس چرا...![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا،یا امام رضا ترا به حرمتت دو کس را با هم آشنا مکن![]()
گر میکنی ترا به حرمتت آن دو را از هم جدا مکن
امروز فهميدم كه كامپیوتر من هم عاشق توست !
وقتي براي از تو نوشتن روشنش مي كنم صداي
نفسهايش را ميشنوم! نام تورا كه با آن تايپ مي كنم
صفحه اش روشن تر شفاف تر از هميشه مي شود!
چشمم را خسته نمي كند! شانه هايم از نشستن روبه
رويش درد نمي گيرند! وقتي براي تو مي نويسم او
هم شاد مي شود! اين موضوع را حس مي كنم!
ولي هنگامي كه از روزگار نا روزگار مي نويسم يا
از اين زمانه ي زهر آلود چشمانم سرخ مي شوند شانه
هايم درد مي گيرند! ارزو مي كنم كاش تو اينجا بودي
و دستهايت را دور شانه هايم گره ميزدي و من عاشقانه
ايي از شاملوي بزرگ برايت مي خواندم:

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه ![]()

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست ![]()
خوش میگذره عزیز زمزمه های دلتنگیامن که داری می خونی. تقدیم به همه عاشقان
که به عشقشون نرسده اند.نظر یادت نره . ![]()
![]()


اگر تو در مسیر اشتباه قرار گرفتی خداوند به تو اجازه ی برگشت داده خدایا ان که تنها ترین تنهایم گذاشت خواهشی دارم تو در تنهاترین تنهای اش تنها یش نگذار

براي آنانكه دل شكستن را بهتر از دوست داشتن آموخته اند
به من گفت منو دوست داری یا زندگیت
گفتم زندگیمو گریه کرد و رفت
اما نمی دونست که اون تمام زندگیمه
از وقتي رفتي هيچ کسي همدردوهمرازم نشد
هيچ کسي حتي يه دفه هم غصه سازم نشدرفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون
دل بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزونی
تن تو ظهر تابستون رو به يادم مي ياره
رنگ چشماي تو بارونو به يادم مي ياره
وقتي نيستي زندگيم فرقي با زندون نداره
قهر تو تلخي زندونو به يادم مي ياره
من نيازم تورو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
تو بزرگي مثل اون لحظه که بارون مي زنه
تو همون خوني که هر لحظه تو رگهاي منه
تو مثل خواب گل سرخي لطيفي مثل خواب
من همونم که اگه بي تو باشه جون مي کنه
هرجا که بري
تو هر لحظه که باشي
و هر نفسي که زنده کنی
من اينجا به يادتم و منتظرت مي مونم و با تمام وجودم دوستت دارم
اگه ميدونستي چقدر دوستت دارم واسه اومدنت بارون رو بهونه نمي کردي رنگين کمون من هر وقت دلم برات تنگ
مي شه مي رم نزديک ابرها زار زار گريه مي کنم پس
هر وقت گريه بارون ديدي بدون دلم برات تنگ شده
![]()
تنهايي ام را با تو قسمت مي كنم سهم كمي نيست
گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست
فاصله عشق هاي کوچک را از بين مي برد ولي عشق
هاي بزرگ را قوت مي بخشد.مثل باد که شمع را
خاموش مي کند ولي آتش را شعله ور مي سازد
اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده
اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش
اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن
اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري
اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب
تازه ميشه مثل تو
فکر نکن گذاشتی رفتی دلم از غصه میمیره
**********
این دروغ بود که میگفتی قلبم پیش تو اسیره
**********
گول چشماتو که خوردم گفتم هستی تا همیشه
**********
خالی بود تموم حرفات میدونستم که نمیشه
**********
بی مرام زهرتو ریختی و نگفتی که چی میشه
**********
قلبمو له کردی رفتی اصلا باورم نمیشه
هر وقت گفتي فاصله مردمك چشمانم
منزلگاه تصوير جاده اي مه آلود شد
با مسافري تنها كه كوله بار خود را به دوش مي كشيد
راز هم مي گريخت و
از روي ترحم نگاهي به پشت سرش نمي انداخت
دل هر چه داشت نثار چشمان تو كرد
اما دل تو غريبه را پرستيد
رفتنت دوباره نگاهم را با انتظار همخانه كرد
منتظر شدم
منتظر لحظه ي ديگر در كنار تو ماندن
اما انتظار پوسيد
گفتم حالا كه ميروي لا اقل يك آرزو برايم بگذار
آرزوي تو خالي و پوچ براي دلخوشي ام و تو گفتي
در آرزوي برگشتم بمير
دستانت را بوسيدم و خدا را شكر كردم
از اينكه سرانجام فهميدي بي تو خواهم مرد
قسم
به جوانی ام به قلبم ... به خدای جسم و روحم ... به خدای آسمان ها...
به تمام کهکشانها ... به ستارگان روشن ... به کرانه های دریا ... به نگاهت ...
به خدا ... به خاک پایت ... به نگاه خنده هایت ... به کبودی افق ها ...
به سحر به خنده ی گل ... به سپیدی سپیده ... به تمام خاک دنیا ...
به خدا اگر بخندم ... به خدا اگر بنالم ... به خدا اگر بمیرم ... توئی آخرین تلاشم ...
توئی ... آخرین نگاهم ...

می گن تو شهر عاشقا عــــاقلی پـیدا نـمی شـه
بی جمله دوستت دارم کاغـذی امضـا نـمی شه
می گن تو شهر عاشقا دل دیگه قــانـون نـداره
چــراغ قرمز و پلیـس تـو هـر خیـابـون نـداره
بابـــت عـــاشقی کسی به گزمه ها باج نمی ده
بــاج به ســگ گرسنۀ همیشه محتــاج نـمی ده
پنهونی آدمـای شـــهر تو خــونه ها نـمی خزن
حـــلوای آزادگـی رو داروقـه هـا نــمی پـزن
زغم يکي اسيرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد
دل من زغصه خون شد
دل او خبر ندارد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

می نشیند.کبوتر عالمی دارد.......![]()
و من ناچارم که دنیای او را حدس بزنم
.ما زبان همدیگر را
نمی فهمیم اما یکدیگر را حس میکنیم...
وقتی با او حرف میزنم سرش را کنجکاوانه تکان میدهدو
گاهی هم پشتش را به من میکند![]()
![]()
تا حد خاصی میگذارد بهش نزدیک شوم اگر تکان اضافی بخورم
ناگهان میپردومیرود و من تا جای که بشود نگاهش میکنم
از صبح تا غــــــــــروب همین کارش است...![]()
![]()
گاهی با یکی مثل خودش حرف میزندو چیزی به او میگوید
و میرود..............![]()
![]()
و زمانی که کبوتر نباشد به خودم دلداری میدهم که حتما
جای بهتر از اینجاست.![]()
![]()
همه ی هستی دست به دست هم داده تا او مونس تنهای
من باشد.نمی دانم که کدام یک همدیگر را انتخاب کردیم
اما میدانم که خیلی خوب به هم عــــــــادت کردیم
و وقتی نیست دلم برایش تنگ میشود....![]()
گاهی در عشق هم انسان سر خود کلاه میزارد.
راستی... مرزمیان((عشق))و((هوس))چیست؟؟
آیا دلدادگی در هر مرتبه و نسبت به هر چیز و
هرکس عشق است؟؟؟
آیا هر کس در خود جذبه و کششی احساس کرد
عشق است؟؟؟
کسی که عاشق کسی است چرا دروغ میگوید؟
این...رسم عاشق نیست عاشق اهل وفا است...
انکه هر روز در پی دیدن یار وعاشق هزار معشوق
است دروغ میگوید که .........
عشق پاک است...
موهبتی آسمانی است...
اگر الوده به نفسانیت شود((هوس))است...
عاشق باید دل به چیزی ببندد که ماندگار باشد...
و عشق کالای نیست که به همه بفروشی...
قیمت انسان را عشق او تعیین میکند...
و در نهایت هوای کارهای خود را داشته باش
و هر چیزی را با عشق مقایسه نکن...
عشقتان پاک باد..............!!!
با تو میشه هــــــــــــــزار قصه نوشت
با تو می شه خونه کـــــــــــــــرد تو شهر عشق
امـــــــــاافسوس نمیذاره دست ســـــر نوشت
![]()
![]()
![]()
![]()
که یکدم من نگشتم شاد از این دل
چون فردا داد خواهان داد خواهند
بگویم صد هزاران داد از این دل
![]()
![]()
![]()
![]()
شاید...شاید...
اگر سکوت صدا می کرد" رسا تر از فریاد میشد.........!!!!
آه که از نهایت هستی بی خبرم!!نه چرا میدانم
نهایت هستی عشق است اما نهایت عشق را نمی دانم ؟؟؟
صدا با کلام زیباست"و سکوت به هنگام رضایت
ای کاش تن خاکی من همان فریاد من باشد و روح من
همان عشق"سکوت"ملکوت "باقی میماند
تن من چون فریاد کوتاه است و زود گذر اما در نهایت این
عشق است که می ماند و روح من" که همانا سکوت است!
عشق الهی تا ابد در ریشه و ذات من چون فریادی است
خامـــــــــــــــــــــــوش............!!!
عشق الهی تا ابد در وجود من می جوشد حتی تا پای مــــرگ!
" یا عـــــلی
سلام نظر یادتون نره.........!!!!!!![]()
عجب بازی غریبی است......![]()
![]()
![]()
هر وقت که به دنبالت می ایم میگــــــریزی
و آن زمان که می گریزم به دنبالم می ایی.....
وقتی که نگاهت میکنم بی اعــــــتنای
واگر بی اعتنا شوم مرا تمنا میکنی.......
به ان سان که میجویمت نمی یـــــــابمت
و وقتی تو را میابم مرا نمی جوی........
هر زمان که از کنارت می گزرم نا شناسی
و چون ناشناس شوم در کنارم مینشینی.....
از همان زمان که مرا دیدی شناختـــــی
و حالا که مرا میشناسی مرا نمیبینی.......
وقتی به دنبالت گشـــــــــتم نبودی
وحالا که هستی به دنبالم منی گردی......
و من از این بازی خسته شده ام......................![]()
![]()
![]()

مرا صد بار از خود براني
دوستت دارم
به زندان خيانت هم كشاني
دوستت دارم
چه سود از مهر از مهر ورزيدن
چه حاصل از وفا كردن
مرا لايق بداني يا نداني
دوستت دارم
((*((همسفر))*)))
همسفر تنها نرو بزار تا با هم بریم
سر نوشتمون یکی هر دومون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته ی رام
همسفر تنها نرو بزار تا منم بیام
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگیام
جون به لبهام رسیده تا به کی؟در به دری
درد قربت رو تنم که بازم باید بریم
می بینی! ؟
من برای کسانی که تمام زندگی ام هستند هیچ اهمیتی ندارم
دلم را می شکنند
درست زمانی که با خوش باوری می خواهم خوشحالشان کنم
خدایا تو شاهد باش
امید ، درمانی است که شفا نمی
دهد ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم

خاله جون فائزه جون خیلی دوستون دارم
خداوندا غرورم را شکستند
پل سبز عبورم را شکستند
چه بی رحمانه در این پاییز و غربت
دل سنگ صبورم را شکستند
تنها خنده می تواند عبادت وشکر باشد.
![]()
![]()
![]()
یک روز رسد غمی به اندازه کوه یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است عزیز در سایه کوه باید از دشت گذشت
******
دریا باش تا اگر کسی سنگ بصورتت پرتاب کرد سنگ غرق شود وتو متلاطم نشوی
![]()
![]()
برای کسایی که عاشقند
عشق برای همیشه بی کلام می مونه
اما برای کسی که عشق نمی ورزد
عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
![]()
![]()
![]()
در نگاه کسی که پرواز رو نمی فهمه هر چقدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
******
اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن- اگر کسی رو دوست داری خوردش نکن
اگر دستی رو گرفتی رهایش ن